X
تبلیغات
رایتل

اصطلاحات انگلیسی همراه با مثال و معنی

پنج‌شنبه 9 مهر 1394

 اصطلاحات پر کاربرد زبان انگلیسی با معنی فارسی و مثال

ie37_اصطلاحات.png


Have nerves of steel

اعصاب پولادین داشتن (اعصاب قوی داشتن)

مثال:

A: I can’t figure out how john can keep his cool in difficult situations.

الف: سر در نمیاورم جان چطور می تواند در موقعیت های دشوار خونسردیش را حفظ کند.

B: Yeah. He never loses his temper. He has nerves of steel.

ب: آره. هیچ وقت از کوره در نمی رود. اعصابش از فولاد است.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.